![]() |
![]() |
|
| تاریخی |
|
پژوهشگر: توماج آريان
نياز انسان به انرژي، مسألهاي انكارناپذير است و بشر وضع زندگي كنوني خود را از طريق استفاده از مواد سوختي تأمين كرده است. امروزه انرژي از اركان حيات اقتصادي، صنعتي و علمي كشورهاست. اما منابع انرژي برروي زمين محدودند و ذخيره مواد سوختي بيانتها نيست. نفت، زغال سنگ، گاز، برق آبي (هيدروالكتريك)، انرژي خورشيدي، بادي و ... . از اينها كه نام برده شد برخي نظير نفت و گاز و زغال سنگ منابع سنگوارهاياند كه در همه جا و همه كشورها يافت نميشود و هرجا در هر كشوري هم باشند روزي پايان يافتني هستند. با اين همه تا زماني كه وجود دارند منابعي براي انرژي اند و سرمايهاي هستند براي كشورهاي دارنده آنها و نيز عاملي براي جذب سرمايههاي خارجي محسوب ميشوند كه در اين امر ترديدي نيست و چه بسا همين امكانات جذب سرمايههاي خارجي، خود عاملي براي استعمار و استثمار نيز گردند. عدهاي را هم بر اين عقيده است كه مواد سوختي تقريباً پايانناپذير به نظر ميرسند كه البته در قبول اين عقيده تا حد زيادي جاي تأمل است .همزمان با تحليل تدريجي انرژيهاي تجديد نشده، تلاش بشر براي دسترسي به منابع جديد انرژي فزوني يافته است. اما دسترسي به انرژيهاي موجود از قبيل نفت و گاز در حال حاضر براي بشر آسانتر به نظر ميرسد و كشورهايي براي به دست آوردن اين انرژيهاي طبيعي كه مختص برخي مناطق هست حريصترند و از اين نظر در سرمايهگذاري براي آنها چه از نظر استخراج و چه از نظر انتقال، به عناوين مختلف از قبيل ارز، انتقال تكنولوژي و غيره دريغ ندارند .در مورد مسائل مربوط به انرژي در هر منطقه موارد زير بايد مورد توجه قرار گيرد
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 21:35 توسط توماج آریان |
|
|
پيشينه و نام درياي مازندران در طول تاريخ پژوهشگر: توماج آريان*
درياي مازندران بزرگترين بخش بجا مانده از تجزيه درياي بزرگ تتيس است كه در دوران سوم زمينشناختي بر اثر بر آمدن چينخوردگيها و پيدايي رشته كوههاي چون البرز، قفقاز و ... تجزيه شده و با بالا آمدن قاره اروپا و پيدايي فلات ايران، درياها و درياچهها از جمله درياي مازندران بوجود آمدهاند. صدميليون سال پيش به جاي درياهاي كنوني آرال، آزوف، سياه مازندران، مديترانه، فارس و درياهاي جامع الجزاير مالايا و ... درياي بزرگي وجود داشت كه زيوس زمينشناس اتريش در سدة نوزدهم ميلادي، آن را الهه درياها « فتيد» يا «تتيد» به « تتيس» نامگذاري كرده است. * بر پايه پژوهشهاي به عمل آمده ايران و از جمله كرانههاي درياي مازندران و درياي پارس در دوران باستان، در زير آب درياي تتيس قرار داشتند. درياي تتيس طي 250 ميليون سال، اندك اندك به سوي باختر پيش رفته و به ازاي آن، در طول باختر ـ خاور افزوده شده و هم زمان از پهناي اين دريا كاسته شده است. اين دگرگوني شكل، تا آنجا ادامه پيدا ميكند كه درياي تتيس ناپديد مي شود و امروز تنها آثار نماياني كه از آنجا بجا مانده درياي مازندران، خليج فارس، بخش خاوري درياي مديترانه، درياي سياه و درياچه آرال هستند. به هر حال تتيس، دريايي كه روزگاري پهنههاي بزرگ خود را در دو سوي خط استوا گسترده بود، بيست ميليون سال پيش از بين ميرود تا كره زمين شكل امروزي را به خود بگيرد. بعدها در سرزمينهاي كه از ژرفاي تتيس بر آمدند. از جمله ايران، فرهنگهاي بزرگي ايجاد شده كه تعيين كننده سرنوشت امروز ما بودهاند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 2:16 توسط توماج آریان |
|
|
پژوهشگر: توماج آریان
نام دريايي كه در جنوب ايران واقع است از قديم الايام درياي پارس نام داشت كه امروزه به نام خليج فارس(Persian Gulf) در جهان مصطلح است. با توجه به ساكن بودن اقوام آريايي نژاد چه در شمال و چه در جنوب اين دريا از همان آغاز با نام مردمان اين قوم شناخته مي شد و تا كنون در تمام كتابها و نقشه هاي مشهور جهان با اين نام شناخته مي شود. با توجه به جو سازي ها و تاريخ سازي هاي جعلي كه در چند سال گذشته و با موج ناصریسم كه عقده شكست اعراب از اسرائيل در سال 1967 را در دل داشتند، ناصر و هم پالگي هايش براي بردن رفت از بحران و آبرو ريزي شكست تمامي اعراب از اسرائيل با طرح فرافكني و منحرف كردن افكار عمومي اعراب از مسأله شكست اعراب به بهانه و همياري نكردن ايران از تحريم نفتی عليه اسرائيل، تمام تبليغات خود را بر روي دشمنی با ايران و آوردن اصطلاحي جديد به نام خليج عربي و جايگزيني آن با خليج فارس نمود. البته اصطلاح جعلی خلیج عربی نخستین بار توسط سر چارلز بلگریو کارگزار دولت بریتانیا در بحرین در سال 1966 مطرح شد، اما توسط اعراب مورد استقبال قرار نگرفت ولی بعد از جنگ 1967 مورد استفادۀ ناصر قرار گرفت. با توجه به اين مسئله، بوجود آمدن واژه جعلي خليج عربي و رواج آن در كشورهاي عربي حدود 40 سال است كه به وجود آمده است و سابقه تاريخي ندارد و ناشي از شكست و حقارت اعراب در جنگ 1967 با اسرائيل و فرافكني ناصریسم از اين شكست بوده است.ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 21:7 توسط توماج آریان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 مرداد 1387 |
| پیوندها |
|
ابوالفضل عابدینی شاپور |
|
RSS
|